سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
سپید روح



سپید روح

داشتم فکر میکردم دراین روزگاری که همه دلشکستن مرامشان و سکوت کردن در برابر ظلم مصلحتشان شده چگونه میتوان خود را از گرد باد حوادث مصون نگهداشت؟


میدانم پاسخش سخت است و نگاه به این مسئله نگاهی ژرف میخواهد . اشخاصی که در بالا گفتم عمومی هستند که خود را خواص می نامندو تزشان همان تز سقوط


است . اگر از آنها بپرسی دنیا را تعریف کن در جوابت این بیت را میخوانند:


گر راحت جهان طلبی   ........................   برقویشو که ضعیف پایمال است


آیا روزی که خدا دنیا را خلق کرد بر این پایه آنرا بنیان نهاد؟ دکتر الهی قمشه ای در یکی از سخرانی های خود جمله جالب بیان نمود با این مضمون : (همه عموم فکر میکنند


میوه که انسان را از بهشت راند سیب یا گندم بوده ولی ایطور نیست . اگر از اهل معرفت بپرسی می گویند آن میوه که انسان را از بهشت بیرون کرد میوه معرفت بود.) حال


مایی که برای چشیدن این میوه چنین بهایی را دادیم چرا از آن میوه دیگر نمیخوریم؟ خداوند این میوه را مخصوص بهشت آفرید و وقتی آدم آنرا خورد طعم آنرا درک نکرد بنابراین


برای ادراک بیشتر او را به زمین فرستاد تا فرصت مقایسه آنرا بیابد . واین میوه را در قالب های مخطلف یا بهتر بگویم در سبد های مخطلف برای انسان فرستاد.حال ما آدمها را چه شده؟


فکر میکنیم سیر شدیم یا طعم بهتری پیدا کردیم ؟


حال اگر ازمن بپرسی دنیا را تعریف کن اینگونه پاسخ میدهم :


خدا باماست ما تواکثریتیم   ......................  حاضریم مردونه بمیریم و بستری ندیم


خدای من ، من در تمام عمرم هرگاه با سختی روبه رو شدم فقط یادت مرا آرام کرد و شیرنی معرفت مرا از تلخی واقیتهای زجر آور نجات داد .


ذره ای می معرفت زدم و عمریست که مستم


گاه زمین خوردم و گاه در گوش زمان پیچیدم


باشد روزی دگر که هشیار شدم


بازگویم قصه من و می و معرفتم


پاک باشید و همیشه سپید روح باشید 20/1/91



نویسنده » . ساعت 1:8 عصر روز دوشنبه 21 فروردین 91


با من سخن راز مگو


آن قصه بی ناز مگو


از عشق ومی و ساز بگو


ازآن شاعر بی شعر مگو


کی پاسخ این سوال پیدا شد


از پاسخ بی سوال مگو


از روز خوش دوست بگو


از آن همه بگو مگو هیچ مگو


یا بگو یا مگو


دراین دایره بگو مگو



نویسنده » . ساعت 2:47 عصر روز دوشنبه 22 اسفند 90



لعنت به هر کسیکه به ناحق خلیفه شد


لعنت به آنکه بر تن اسلام خرقه کرد


این قوم متحد شده را فرقه فرقه کرد


تفکیر دشمنان علی (ع) رکن کیش ماست


هر کس محب فاطمه(س) شد قوم و خویش ماست


ما همکلام منکر حیدر نمیشویم


با قنفذ و مقیره برادر نمی شویم


باما مگو شیعه و سنی برادرند


ما با حرام زاده برادر نمیشویم


 


این متن کپی است



نویسنده » . ساعت 7:47 عصر روز شنبه 6 اسفند 90


 


 


گوشه ای دنج ، بی قرارم


ترک کردم خانه را ، از خودم بیزارم


پای به راهی میگذارم ، نمیدانم آیا تنهایم؟


گذر میکنم از تلخ و شیرین


به خانه ای میرسم تاریک


بادیوار ترک خورده غمگین


پر از عکس های قدیمی


پر از رویاهای شیرین


و پر از زخم های سهمگین


کاش قطره اشکی چشمانم گونه ام را میهمان میکرد


کاش یادی ذهن بیمارم را یاری میکرد


من از این همه وحشت میترسم


من از سایه گریزانم


باشد روزی که من ازین خانهء دل بگریزم


سپید روح اسفند 90



نویسنده » . ساعت 6:18 عصر روز شنبه 6 اسفند 90


زیبا میگفت


قصه هجرت را


پرنده مهاجر


واز افق برمیخواست


قوی برکه


اشک میریخت


و باز غریب


غروب آفتاب را میدید


چه رویایی


در سر نیلوفر آبی


میگفت با خود


من تنها


برکه می آرایم


پهن میکنم برگ


باز میکنم غنچه


میشوم چتر


بر سر ماهی قرمز


خانه ای میسازم


از جنس رویا


برای غوک تنها


خسته و پیر


زمستان میرسد


برکه مییرد


میشود مرداب


باز میماند


غوک تنها


ماهی آرام


نیلوفر در حسرت



نویسنده » . ساعت 2:45 صبح روز سه شنبه 20 دی 90